سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

عطر شهادت

قبل از شروع عملیات خیبر جلسه ای بود که در آن، غلام رضا چگونگی عملیات را توضیح داد و رزمنده ها را از اهداف عملیات آگاه می کرد. غروب روز بعد گوشه ای نشسته بودم و وصیت نامه می نوشتم، کنارم نشست و گفت: مرتضی چه احساسی داری؟ من در آسمان خون می بینم، نمی دانم فردا چه خواهد شد، احساس خاصی دارم. همان شب خواب دیدم من و غلام رضا با هم به سبزوار رفته ایم و به یکدیگر اصرار می کردیم تا دیگری امامت نماز جماعت را بر عهده بگیرد، تا اینکه او پذیرفت. نماز را خواندیم. در پایان نماز او شیشه عطری را آورد و به همه تعارف کرد. در همان لحظه سیدی پیش آمد. غلام رضا را به آغوش گرفت و گفت: خوش آمدی با سجاده ات و شیشه عطرت. صبح خوابم را برایش تعریف کردم، گفت: شهید می شوم. عملیات شروع شد، بعد از نماز صبح، او مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. وقتی به سراغش رفتم. عطر و جانمازش را همان طور که در خواب دیده بودم کنارش یافتم.