زیرکی
یکی از خائنین در منطقه جنوب سبزوار به دلیل کارشکنی هایی که انجام داده بود مورد تعقیب سپاه قرار گرفته بود. هیچ کس در سپاه برای گرفتن این خائن، رغبت نشان نمی داد تا این که غلامرضا این ماموریت را پذیرفت و از من خواست که با او همراه شوم. من هم پذیرفتم و با تعدادی از بچه ها نیمه شب به منزل او رفتیم. تا پاسی از شب در منزل او ناامیدانه نشسته بودیم. بنده از گرفتن و دستگیری او به کلی قطع امید کرده بودم. ولی غلامرضا با تیزهوشی و زیرکی خاصی فهمیده بود که رفتارهای زنش بسیار غیرطبیعی و غیرواقعی است. از این رو فهمیده بود که مرد در خانه است. چهارشاخی را پیدا کرد و به انباری که پر از کاه بود رفت و با کنار زدن کاه ها، آن مرد شیاد را از زیر کوه کاه ها بیرون کشید.
