مرد عمل
همیشه قبل از شروع عملیات، فرمانده گردان ها با بچه های اطلاعات در تاریکی داخل خط دشمن می شدند و منطقه را کامل شناسایی می کردند. آن شب من و غلامرضا برای شناسایی خط رفتیم. شب بسیار وحشتناکی بود. منطقه رملی بود و پیدا کردن خط خیلی مشکل بود. با هر رنج و تلاشی که بود توانستیم مقداری پیش برویم و منطقه عملیاتی را از نزدیک بررسی کنیم. وقتی برگشتیم، طبق وظیفه ام گفتم آن چیزی را که متوجه نشدم در عملیات هم انجام نمی دهم و در مقابل فرماندهی ایستادگی کردم، تا اینکه غلامرضا به من گفت: علی اصغر گوش کن. اگر ما بخواهیم برای خدا کار کنیم هیچ وقت نباید در مقابل فرماندهی صحبتی کنیم، بلکه باید عمل کنیم. این کلام در من بسیار تاثیر گذاشت و ادامه داد: حالا که ما خودمان را وقف جبهه کرده ایم چرا باید بحث کنیم، باید فقط عمل کنیم. البته نظر خودمان را می دهیم ولی بحث نمی کنیم.
