کمال معنوی
من و غلامرضا هر دو عضو رسمی سپاه بودیم. در نیمه شب ها به نگهبانی می پرداختیم و هر دو ساعت پست نگهبانی را عوض می کردیم. هر زمان که فرصتی پیدا می کردیم کنار هم می نشستیم و صحبت می کردیم. غلامرضا قرآن می خواند و معنای آیات را برای من تفسیر می کرد. سعی می کردم در کنار او معنویات خود را بالا ببرم و از حضور معنوی و روحانی او در جهت رسیدن به کمالات استفاده کنم.
