سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

عشق بازی

در دره شهید حیدری بودیم. شب از نیمه گذشته بود از خواب بیدار شدم. شور و حال عجیبی بین بچه ها بود. در تاریکی و ظلمت شب هر کس گوشه ای را برای راز و نیاز با یگانه محبوبش پیدا کرده بود. آن طرف تر چشمم به غلامرضا افتاد که پروانه وار دور محبوبش طواف می کرد و در گرمی وجودش ذوب می شد. اشک از محاسنش فرو می ریخت. چشمانش به سرخی گراییده بود، آن چنان غرق در عشق بازی بود که از دنیا بریده بود و اگر حتی سیلی به صورتش می نواختی متوجه نمی شد. خودش را محو در وجود یگانه معشوقه خویش ساخته بود. حالت عجیبی بود چقدر از تماشای او لذت می بردم. شب ها زیر نور مهتاب وسط بیابان ها و یا نخل های نیم سوخته آن قدر الهی العفو می گفت که باران اشکش مرهمی می شد بر دل سوخته نخل ها.