سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

تعقیب و گریز

من با برادر پروانه حکم ماموریت گرفتیم تا با هم به ماموریت برویم. در این ماموریت می بایست شخصی خطاکار را دستگیر می کردیم. به ما اطلاع دادند که آن شخص سوار بر ماشین تویوتا در یک مغازه مشغول تعویض روغن ماشین است. از فرماندهی اجازه گرفتیم، دو یا سه نفر بودیم.کنار خیابان ایستادیم، آن مرد تا از آینه ماشین ما را دید سرعتش را زیاد کرد و به خیابان بیهق پیچید. خیابان بسیار شلوغ بود و مردم در رفت و آمد بودند. او را تعقیب کردیم تا به سمت ژاندارمری رفت. آقای پروانه شیشه ماشین را پایین زد و با اسلحه اش لاستیک عقب ماشین را نشانه گرفت و شلیک کرد.گلوله دقیقاً به لاستیک عقب خورد. راننده با هر زحمتی که بود توانست ماشین را کنترل کند، اما قبل از این که بتواند کاری انحام دهد، آقای پروانه خیلی تند و سریع او را گرفت وگفت: اگر تکان بخوری مغزت را داغون می کنم! تمام مردم در پیاده رو در حال رفت و آمد بودند، اما آقای پروانه به راحتی به دلیل اینکه مشکل خاصی پیش نیاید او را دست بسته داخل ماشین گذاشت و او را به سپاه تحویل دادیم.