سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

الهام غیبی

سوار وانت تویوتا شدیم. غلامرضا هم کنارما نشست. به او گفتیم: شما جلو ماشین بشین. شما فرمانده گردان هستید. او گفت: نه، من می خواهم همین جا بنشینم. همه به بحث در مورد احکام پرداختیم. به چهره‌ غلامرضا نگاه کردم. او خوابیده بود. چند لحظه صبرکردم ببینم واقعاً خوابیده یا این که چشم هایش را بر هم گذاشته است، که متوجه شدم از شدت خستگی به خوابی عمیق فرو رفته است. بعد از دقایقی او را بیدار کردم و گفتم: من چی گفتم، با چه کسی صحبت می کردم؟ با حالتی خاص چشم هایش را به نقطه ای دور دست دوخت و پاسخ داد: به من الهام شد که آخرش در این راه به شهادت می رسم… اگر شهید شوم بهترین فیض را برده ام. از تمام دلبستگی ها دل کنده ام و اصلاً دوست ندارم به مرخصی بروم. دعا کن که من شهید شوم.