سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

عکاسی از پدر

من ۱۲ سال بیشتر نداشتم. پدرم مجله ای را در دست گرفته بود و روی تراس نشسته بود و مطالعه می کرد. به او نزدیک شدم و به شوخی به او گفتم: پدرجان! بیا عکسی از تو بگیرم که اگر به جبهه رفتی و شهید شدی عکسی از تو داشته باشم، که به دست خودم آن را گرفته باشم. پدرم با مهربانی، به من نگاه کرد و خندید و از جای برخاست و روی یک صندلی در گوشه تراس نشست و من از چهره دوست داشتنی او عکس گرفتم.