سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

ساندویج کوچک پدر

آخرین باری بود که پدر به منطقه می رفت. مادر ما را به بدرقه او می برد. همه با عجله از خانه بیرون زدیم تا مبادا از پدر جا بمانیم. وقتی پدر مرا بوسید و پرسید: دخترم صبحانه خورده ای؟گفتم: نه به خاطر این که می خواستیم به اینجا بیاییم نرسیدیم. پدرم سریع از ماشین پیاده شد و رفت و با یک ساندویچ کوچک برگشت و به من داد تا صبحانه ام را بخورم.