عیادت مجروح جنگی
روز جمعه بود. مردم برای شرکت در نماز به سمت جایگاه در حرکت بودند. امام جمعه در بین خطبه هایش اعلام کرد که امروز سه مجروح جنگی را به سبزوار آورده اند. این مجروح ها اولین زخمی های جنگ در شهر ما هستند. مردم عزیز بهتر است به عیادت این مجروحان برویم. بعد از برگزاری نماز مردم سه دسته شدند و هر سه به عیادت یکی از این مجروحان آمدند. یک دسته به خانه برادرم عبد الله آمدند. خانه پر از مردم مهربان و صمیمی شده بود که صورت و دست عبدالله را می بوسیدند و برای او آرزوی شفا می کردند. زنان اشک می ریختند و برای برادرم دعا می کردند. خانه مملو از جمعیت بود. عده ای می آمدند و عده ای می رفتند. از این همه لطف و صفای همشهریان نسبت به برادرم احساس شرم می کردم.
