سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

شکایت

پس از شناسایی منطقه‌ای در فکه باز می گشتیم. هوا بسیار گرم بود و آفتاب داغ تمام بدن ما را می سوزاند. من و عبدالله و چند تن از دوستان سوار بر وانت تویوتا به سمت قرارگاه در حرکت بودیم. عبدالله به شدت سرش درد می کرد. قرص مسکنی که در جیبم داشتم به او دادم و قرص را خورد. بعد از حدود نیم ساعت از او پرسیدم:
حالت بهتر شد؟گفت: بله، سردرد من کاملاً خوب شده است، ولی وقتی به اهواز برسم از دست تو شکایت می کنم. با تعجب گفتم: چرا شکایت؟ چون خوب شده ای می خواهی از دست من شکایت کنی؟ اوگفت: اگر این قرص مرا می کشت چکار می کردی؟ و همه باهم خندیدیم.