سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

بادگیر پاره و کهنه

عملیات بدر بود. جاده ای به پهنای 5 تا 15متر که پهن و باریک می شد، را پیش رو داشتیم. این جاده قبلاً در دست عراقی ها بودکه با تلاش و همت بچه ها به دست ایرانی ها افتاده بود و تنها محلی بود که عراقی ها تسلط کامل و کافی بر آن داشتند. مدام بر این جاده آتش می ریختند و آتش و گلوله و خمپاره دشمن به قدری زیاد بود که هیچ کس نمی توانست روی این جاده بایستند، چون بلافاصله مورد اصابت گلوله قرار می گرفت. چسبیده به زمین در کنار جاده حرکت می کردیم. در این شرایط من و محمدهادی کف این جاده خوابیده و پیش می رفتیم. زیر رگبار گلوله محمدهادی را دیدم که از جا برخاست و ایستاد. بادگیر کهنه و سوراخی که روی زمین افتاده بود را برداشت و تکاند. تعجب کردم و با فریاد گفتم: محمدهادی چه کار می کنی؟ او بادگیر پاره و کهنه را تکان می داد و دور برش را برانداز می کرد. می دانستم که این بادگیر از بچه های تخریب نیست، چون بادگیر های همه نو و آستردار بود و خیلی مرتب بود. محمدهادی بادگیر کهنه را پوشید و گفت: بادگیر کهنه را روی بادگیر نو می پوشیدم. حیف است این بادگیر نو و تمیزپاره و کثیف شود.