من جای خودم، آن ها جای خودشان بروند
زمان جنگ در مسجد آقا بیگ، محمدهادی با بچه ها دور هم می نشستند و او بچه ها را تشویق به رفتن به جبهه می کرد. محمدهادی از جبهه تماس می گرفت که برادرهایم را بفرست به جبهه بیایند، من می گفتم: تو بیا تا یکی دیگر برود، او می گفت: نه من جای خودم، آن ها جای خودشان بروند.
