آماده کردن بسیجیان
در جوین عبدالله را دیدم که بچه ها را آماده می کرد. آنها را سازماندهی می کرد و چگونگی انجام کار و عملیات را برای آنها توضیح می داد. طوری صحبت می کرد که انگار اصلاً هیچ ترکشی به او نخورده است. بعد جلوتر از همه حرکت می کرد. من موقع راه رفتن متوجه شدم که پایش آسیب دیده و می لنگد.
