سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

معجزه

مهدی 3 شب در ماه رمضان افطار می داد، میهمانانش بیشترشان آن هایی بودند که دست نداشتند، پا نداشتند و… من هم می رفتم و با آن ها شوخی می کردم یکی شان رنگش خیلی سفید بود. بچه شاه عبدالعظیم بود، پرسیدم: از خودت بگو، از جبهه بگو؟ او گفت: من مجروح شده بودم، شش روز توی کانال افتاده و قاطی کشته های عرب ها شده بودم. تا عراقی ها می آمدند، سرم را زیر کشته ها پنهان می کردم. صدای ایرانی هم می آمد از بس کانال گود بود نمی توانستند پایین بیایند و صدای من را هم نشنیدند. بعد از شش روز باز صدای ایرانی را شنیدم، ولی این بار صدایم را شنیدند که گفتم من زنده ام ولی نمی توانم بلند شوم.