تو بیا جبهه
مهدی هوش و حواسش جبهه بود. به جز جبهه و جنگ چیزی را نمی دید. یک بار به او گفتم: پسرم بیا و تو هم مثل برادرانت برو دنبال کسب و هنر. او گفت: آنها که رفتند کسب و هنر یادگرفتند چکار کردند؟ بالا خره آخرش باید مرد و ادامه داد: آقا بیا جبهه ببین چه افرادی، چه حبیب بن مظاهرهایی هستند. از دنیا دل بکن. بیا ببین اینجا چه خبر است؟گفتم: خوب بابا جان، اگر من به جبهه بیایم خواهر و برادرهایت چه کنند؟پاسخ داد: خدا بزرگه! تو بیا جبهه.
