عشق به حضرت امام
وقتی که تلویزیون تصویر حضرت امام را نشان می داد اگر بچهها صحیت میکردند، غلامرضا با احترام می گفت: بچه ها لطف کنید و اجازه بدهید تا بیانات آقا را گوش کنم. من بیانات آقا را خیلی دوست دارم. زمانی که حضرت امام صحبت میکردند، اشک در چشمانش حلقه می زد. هر وقت حضرت امام از امور مملکتی ناراحت می شدند، او می گفت: این کارها را نکنید، چرا این قدر آقا را اذیت میکنید!
