خسته از این وضعیت
من با غلامرضا دوست صمیمی و همکار هم بودیم. او را می دیدم که بیست روز مانده به شهادتش از بچهها کناره میگرفت. بارها و بارها میگفت: از این وضعیت روحی خسته شدهام. ولی ما نمی دانستیم به چه دلیل خستگی هایش را بیان می کند. او می گفت: اگر در منطقه باشم برایم بهتر است انگار خبر داشت که تا ده، پانزده روز دیگر به شهادت میرسد.
