من یزدی هستم اما یزدی نیستم!
در جبهه معروف بود به یزدی. یک بار وقتی مهدی مجروح شده بود بعد از اینکه در بیمارستان های صحرایی او را مورد معاینه قرار داده بودند، جهت بهبودی کامل به بیمارستانی در یزد انتقال داده بودند. وقتی حالش بهتر شده بود از اینکه او را به بیمارستان یزد فرستاده بودند، خنده اش گرفته وگفته بود: من یزدی هستم اما یزدی نیستم! همه تعجب کرده بودند آخر او فامیلش یزدی بود ولی اهل یزد نبود!
