بخشش
در مغازه بودیم عکسی از حضرت ابوالفضل (ع) داشتم که آن را به عبدالله داده بودم. وقتی مغازه اش را به هم زد از او خواستم که عکس را به من بدهد. به خاطر گرفتن عکس با هم بحث کردیم. تا اینکه عبدالله گفت: رسول بهتر است از حاج آقا فخر بپرسیم، هرچه ایشان گفتند. با هم رفتیم به محضرحاج آقا فخر. ایشان گفتند: می توانی عکس را به برادرت پس ندهی. من ناراحت شدم. بعد از سه یا چهار روز عبدالله با عکس وارد خانه شد و گفت: می خواستم به تو ثابت کنم چیزی را که به کسی می بخشی نباید دوباه پس بگیری. اگر طرف به شما داد که داده و اگرنه حق نداری بگویی بده… و او گفت: حالا این عکس را می بخشم به خودت.
