علاقه به جمهوری اسلامی ایران
به مسافرت رفته بودیم. در شهر تبریز چند روز ماندیم. داخل هتل که نشسته بودیم و صبحانه می خوردیم، گوینده رادیو با صدایی محزون اعلام کرد که در روز 7 تیر ساختمان حزب جمهوری اسلامی را منفجر کردند و عده ای به شهادت رسیدند. مجید را دیدم که با شنیدن خبر شهادت آقایان رجایی و باهنر بسیار متاثر شد و گریست. مادرش هم اشک می ریخت. آنجا بود که فهمیدم مجید چه قدر به جمهوری اسلامی ایران علاقه دارد. تمام مدتی که در مسافرت بودیم، خنده ای از او ندیدم. گیج گیج بود و تمام فکر و ذکرش شهدایی بودند که براثر انفجار به عرش پیوسته بودند.
