او متعلق به زمین نیست
هر زمانی که مجید را می دیدم با او دست می دادم یا روبوسی می کردم. این حس در من بود که او ماندنی نیست. معتقد بودم که او متعلق به زمین نیست و دلیل حرف هایم این بود که او درس را رها کرد و به مسائل مهم آن زمان که انقلاب بود می پرداخت. یکی از آرزو هایش این بود که پاسدار شود. یادم هست اولین بار که با لباس رسمی سپاه وارد مسجد سبزواری ها شد بسیار خوشحال بود و در پوست خود نمی گنجید.
