صبور
روزی حسین با موتور تصادف کرده بود. تازه از بیمارستان مرخص شده بود. پایش که زخمی شده بود انگار اصلاً احساس درد نداشت. خودش را طوری روی پا نگه میداشت که ما و اطرافیان باور نمی کردیم که تصادف کرده و زخمی شده است. مادر پیرش می گفت: حسین در تمام مسائل همین طور صبور است نه تنها از امروز که افتاده و زخمی شده است بلکه در تمام مشکلات به همین صورت می سازد حتی اگر مشکلی به اندازه کوهی سر راهش قرار بگیرد استوار ادامه می دهد. من فکر میکنم ارتباطی که او با خدا دارد او را چنین صبور کرده است.
