شهید صوری
از طرف پایگاه بسیج که در مسجد سبزواری بود مامور شدیم تا برای تشکیل پایگاه بسیج و آموزش های رزمی بسیجیان به روستاهای مختلف برویم. چند روزی داشتیم که به همراه مجید و عده ای از دوستان به ماموریت می رفتیم. در دو تا از این عملیات های تمرینی که مجید با ما بود دو گروه شدیم. یک گروه ایرانی و یک گروه عراقی. تمام تمرین های رزمی را به خوبی انجام می دادیم تا روستاییان همه چیز را یاد بگیرند. در این درگیری ها و کمین های عملی که انجام می دادیم در هر دوبار کسی به شکل صوری می بایست به شهادت برسد، که در هر دو بار آن شهید صوری مجید بود. معنای این پیام ها را اکنون بعد از سال ها می فهمم.
