خواب مادر
نیمه های شب بود که مجید از ماموریت برگشت. به در منزل که رسید متوجه شد که کلید همراهش نیست و به داخل خانه نگاه می کرد. همه برق ها خاموش بودند. در ماشین را باز کرد وارد ماشین شد و تا صبح آنجا خوابید و به خاطر اینکه مادرش را از خواب بیدار نکند حتی ضربه کوچکی هم به در نزد.
