سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

پرواز

یک بار که علیرضا در حال خواندن نماز بود. همان زمان ناراحتی قلبی مادرش شدت یافت و سروصدای عجیبی در خانه به راه افتاد و مادرم را به بیمارستان انتقال دادند. وقتی برگشتیم علیرضا نمازش تمام شده بود. پدرم به او گفت: لااقل به خاطر مادرت نماز را می شکستی. عجیب بود علیرضا با ناراحتی خاصی سرش را بر دیوار زد و گفت: خدایا توفیق کمک کردن به مادرم را از من گرفتی. به خدا سوگند که من متوجه هیچ سروصدایی نشدم و از آن جا بود که یقین کردم علیرضا برای پرواز ساخته شده و این عشق قابل توصیف نیست.