گاهی در سنگرهای انفرادی با مهدی بودم. من شاهد مناجات های او با خدای یگانه بودم. دعای کمیل را از حفظ می خواند و شبها بعد از پایان یافتن راز و نیازهایش با خدا، مرا به آرامی از خواب بیدار می کرد تا کشیک و نگهبانی بعدی را بر عهده بگیرم.
مناجات شبانه
گاهی در سنگرهای انفرادی با مهدی بودم. من شاهد مناجات های او با خدای یگانه بودم. دعای کمیل را از حفظ می خواند و شبها بعد از پایان یافتن راز و نیازهایش با خدا، مرا به آرامی از خواب بیدار می کرد تا کشیک و نگهبانی بعدی را بر عهده بگیرم.
