فلانی چراغ بالا میزند، مواظبش باشید
در جبهه حسی بود که بچه ها، افرادی که شهادتشان نزدیک بود را شناسایی می کردند. مثل درخت سیبی که سیبهای آن رسیده باشد بچه ها بوی سیب رسیده را استشمام میکردند که وقت چیدن فرا رسیده بود. من نیز این احساس را در مورد مهدی داشتم. سالها از آن زمان میگذرد و ظرافتهای رفتارها و برخوردهای آخرین روزهای زندگی مهدی را از ذهن من رفته است. ولی یادم هست که آخرین دیدار به گونهای بود که مشخص بود او رفتنی است. بچهها در این مواقع می گفتند: فلانی چراغ بالا میزند، مواظبش باشید
