یکی از برادران کوچکم مفقود شده بود و برادر دیگرم سرباز بود و در جبهه خدمت می کرد. در این شرایط مهدی قصد رفتن به جبهه را داشت، که با مخالفت خانواده ام مواجه شد. ولی مهدی توانست با حرف های شیرین و دلایل محکم آنها را متقاعد کند و به منطقه جنگی اعزام شود.
دلایل محکم
یکی از برادران کوچکم مفقود شده بود و برادر دیگرم سرباز بود و در جبهه خدمت می کرد. در این شرایط مهدی قصد رفتن به جبهه را داشت، که با مخالفت خانواده ام مواجه شد. ولی مهدی توانست با حرف های شیرین و دلایل محکم آنها را متقاعد کند و به منطقه جنگی اعزام شود.
