سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

دلتنگی دختر

شب عملیات وقتی همه آماده شدیم و مشغول بستن کوله هایمان بودیم، رضا برگشت و به من گفت: حاجی یک دفعه دلم برای دخترم خیلی تنگ شده و این قدر این جمله را با سوز گفت که دلم سوخت و اشک در چشمانم جمع شد ولی خودم را کنترل کرده و دلداری اش دادم. به او گفتم: من هم دو تا دختر دارم، من هم دلتنگم، ولی خون ما کجا و خون فرزندان حسین کجا؟ ما مدافعان خدای صبریم، ما مدافعان حرم زینب کبری (س) هستیم…. و دیگر هیچ نگفت و فردای آن شب با قلبی آرام و روحی بلند پرواز کرد….