کلاس قرآن
مجید در خانه شان کلاس قرآنی تشکیل داده بود. مرا دید و گفت: حسین، در خانه کلاس قرآنی تشکیل داده ایم و شب های جمعه قرآن می خوانیم. با تعدادی از بچه ها و همکلاسی ها تا جایی که بتوانیم قرآن را تفسیر می کنیم. شما هم بیا و در این کلاس ها شرکت کن. گفتم: من قرآن بلد نیستم و نمی توانم بخوانم. او گفت: تو بیا، عیب ندارد فقط خط ببر و نگاه کن. من رفتم. چند نفر از دوستان و هم کلاسی های خودش بودند. قرآن را خیلی قشنگ و زیبا می خواندند. چند جلسه ای که رفتم، توانسستم با عنایت او و دوستانش قرآن را روان بخوانم.
