سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

دو رکعت نماز عشق

در منطقه مهران بودیم. حاج حسین فرمانده گردان ما بود. قدم به قدم همراه رزمنده ها از کوه های بلند، دره های عمیق و سنگلاخ های سخت می گذشت. حاجی سه شبانه روز نخوابیده بود و دائم بین رزمنده ها رفت آمد می کرد. جایی مستقر شدیم، جایی که اگر برمی خواستیم در دید کامل دشمن بودیم. باید نشسته کارهایمان را انجام می دادیم. خاکریز بسیار کوتاه بود و تیربار دشمن مدام کار می کرد. زیر رگبار گلوله و خمپاره دشمن، حاجی به خوابی آرام فرو رفته بود. تمامی رزمنده گان از فرط خستگی سرشان را روی اسلحه خود گذاشته بودند و به خوابی عمیق رفته بودند. حاجی را برای نماز صبح از خواب بیدار کردم. چشم هایش را مالید. آب در دسترسش نبود و تیمم کرد و چون شهدا را حمل کرده بود با لباس هایی خونین، نشسته شروع به خواندن نماز کرد. بار اول “بسم الله الرحمن الرحیم” را گفت خوابش برد. بیدارش کردم، گفتم: حاجی بلند شو نمازت را بخوان آفتاب می زند. بیدارشد. دفعه دوم حاجی تا آخر سوره حمد را خواند و خوابش برد و دوباره او را بیدارکردم. تیمم کرد و چشم هایش را مالید و نماز را شروع کرد و بعد از چند لحظه در سجده به خواب رفت. سومین دفعه بود که او را از خواب بیدار می کردم. این عمل تا هفت بار تکرار شد تا این که حاجی توانست سلام را بگوید و دو رکعت نماز صبح را بخواند.