عشق به پاسداری
از موقعی که سیداسماعیل رفت به سپاه می گفت: ناراحت نباشید از این که کارم این است و دیر وقت می آیم به خانه. ابتدا در اطلاعات بود بعد به دبیرخانه رفت. زمان حضورش در دبیرخانه ساعت های11 شب به خانه می آمد، خیلی فعال بود. در تهران هم که بودیم ابتدا بافندگی داشت بعدش گفت: برویم به سبزوار کنار حاج آقا و پیش آن ها باشیم. یکی به خاطر اینکه آنها زده اند و دیگر این که می خواهم بروم سپاه.
