سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

قدم در ابرها

پسر خاله اش می گفت: یک شب خواب دیدم ابوالقاسم آمده به در مغازه. دستش را گرفتم وگفتم: اینجا چه کار می کنی؟ او گفت: هیچی من به آسمان رفته ام. دستم را گرفت و گفت: اگر می خواهی بالا بروی، بیا برویم. همان طور که دستم را گرفته بود و می رفتیم دیدم او روی ابرها به بالا می رفت. تقریباً تا نصف آسمان بالا رفت و گفت : شما حق ندارید به بالاتر بیایید. از اینجا باید من بروم. در آن حال من را در وسط ابرها و آسمان نگه داشت و خودش بالا رفت.