چرا تنها به بهشت رفتی و ما را نبردی
وقتی محمدرضا شهید شد، فرزندم محمد سه ساله بود و مرتب از من سوال می کرد که مامان بابا کجا رفته است؟ من هم به او می گفتم: به بهشت. باز سوال می کرد: چرا عموهایم با او نرفته اند؟ و من جوابی نداشتم. در یکی از روزها در مراسم سالگرد که عکس شهید را جلوی خانه ما گذاشته بودند، من دیدم که فرزندم محمد جلوی عکس بابایش زانو زده و به عکس خطاب می کند که بابا جون! من تو را دوست دارم چرا تنها به بهشت رفتی و ما را نبردی .
