فرازی از وصیت نامه شهید محمود مهردوست : خوشحالم که این سعادت را داشتم که بتوانم از دین و میهن خود دفاع کنم.
محمد روزی با تهی دستی برخورد می کند و متوجه می شود که لباس او کم است. او لباس خود را در می آورد و به او را می پوشاند.