هر کجا بروید ما با شما هستیم.
شبی خواب دیدم که محمدحسین گریه می کند، به او گفتم: پسرم چرا گریه می کنی؟ گفت: پدرجان! ناراحت نباش، برای این که من از همان لحظه ای که از ماشین به بیرون پرت شدم، امام حسین(ع) دستمالی به پیشانی من بست و مرا با خودش برد. پدرجان! ناراحت نباشید هر کجا بروید ما با شما هستیم.
