سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

فراموشی

یک روز خیلی خسته بودم و داخل حیاط روی پله نشسته بودم. یک دفعه دیدم که سیدمهدی وارد منزل شده بود. بعد از سلام و احوالپرسی درد هایم را برایش گفتم. او من را بوسید، نوازش کرد و بعد از نیم ساعت که برایم حرف زد خیلی عادی از من خداحافظی کرد و از منزل خارج شد. من در آن لحظه فراموش کرده بودم که سیدمهدی شهید شده و وقتی که رفت یادم آمد که او شهید شده است.