شیر آب سرد و گرم کن
یک شب خواب دیدم که رضا وارد حیاط شد و شیر آب را باز کرد و دست هایش را با آب شست. هر چه اصرار کردم، به خانه نیامد و رفت. صبح که شیر را باز کردم دیدم آب آن می جوشد و با قل قل بیرون میآید و بسیار داغ است. از آن زمان به بعد هر چهل روز یک بار شیر آب این گونه می شد و تمام همسایگان آن را دیدند. بعد از یک سال و نیم پسرم دوباره به خوابم آمد و دستهایش را در همان شیر شست و رفت، از آن زمان به بعد آب آن سرد است.
