شربت شهادت، رمز من و آقا ابوالفضل
همیشه با آقا ابوالفضل شوخی می کردم و می گفتم هر موقع شربت شهادت آوردن نخوری ها، بریز دور. یادمه یک بار بهم گفت: اینجا شربت شهادت پیدا نمیشه، چیکار کنم؟ بهش گفتم: کاری نداره که، خودت درست کن بده بقیه هم بخورند. خندید و گفت: این جوری خودم شهید نمی شم که بقیه شهید میشن. شربت شهادت، یه جورایی رمز بین من و آقا ابوالفضل بود. یه بار دیدم تو تلگرام از یه مخاطب پیام اومد که نمی شناختمش، متنش این بود: ملازم! مدافع حرم هستم، اگه کاری داشتی به این خط پیام بده…. هنوزم شربت نخوردم.
