قدرت جادویی ادب و اخلاق
یک روز بین دایی و یک بنده خدایی بحث اعتقادی پیش آمد. گمان کردم الان است که او را به باد کتک بگیرد، دایی ابوالفضل از قدرت بدنی فوقالعادهای برخوردار بود اما اصلاً این اتفاق نیفتاد، بلکه با آرامش، تواضع، ادب و مهربانی با آن بنده خدا صحبت کرد و بالاخره ایشان را قانع کرد. من گفتم: دایی من ترسیدم دعواتون بشه. او گفت: دعوا چرا داییجان؟ یادت باشه تا زمانی که از قدرت جادویی ادب و اخلاق استفاده کنی، هیچ وقت مغلوب نمیشوی. همان روز از داییام یاد گرفتم هر آدمی، مخالفان فکری، مذهبی، دینی و اعتقادی خودش را میتواند با آرامش و ادب متقاعد کند.
