خطر جان
مجیدرضا برای انجام خدمت وظیفه سربازی به آبادان منتقل شد. خانواده سعی و تلاش بسیاری کردند، تا به هر صورتی که شده او را به شهرستان های نزدیک تر و دور از جنگ انتقال دهند. در پی این تلاش ها، سربازی حاضر شده بود، در قبال دریافت مبلغی، جهت رفع نیازهای مادی خانواده اش محل خدمت خود را با مجید جا به جا کند، اما مجید حاضر به بازگشت از جبهه نبود. او در این مدت کم، علاقه بسیار زیادی به حضرت امام و انقلاب پیدا کرده بود. در مقابل اصرار و پافشاری ما به تندی برخورد می کرد و می گفت: نباید کسی به دلیل فقر مالی و به خاطر من به خطر بیفتد.
