تازه هنوز کجایش رو دیدید؟
اسماعیل در قبل از انقلاب خیلی در راهپیمایی ها و تظاهرات مردمی شرکت می کرد. تا جایی که یک روز آمد و گفت: مادر! مرا ساواک گرفت و با آتش سیگار دست مرا سوزاند. من به شوخی گفتم: مادرجان! خوب نرو. تو که نمی توانی از خودت دفاع کنی نرو. گفت: تازه هنوز کجایش رو دیدید؟
