سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

باغ انار

مرحله آخر که اسماعیل می خواست برود جبهه، یک شب که خوابیده بود، صبح از خواب بیدار شد، گفت: مادرجان! من دیشب خواب کاظم پسر خاله ام را دیدم (کاظم یکسال بود که شهید شده بود) و گفت: او آمد به خوابم و مرا برد به یک باغی آن هم چه باغ بزرگی. به کاظم گفتم: این باغ از کجا به دست تو رسیده است؟ گفت: این باغ مال خودم است، اگر تو هم بیایی پیش من، یک باغ بزرگی هم به تو می دهند و در همان موقع کاظم یک انار به من داد، انار را خوردم و از خواب بیدار شدم.