بوی عنبر شفابخش
حسین کلاس اول بود. تب شدیدی داشت. هر کاری می کردیم تب او پایین نیامد. دست بر سرش گذاشتم و هفتاد مرتبه بر سرش حمد را خواندم. ناگهان بوی عنبر در فضا پیچید. صلوات فرستادم. همسایه هایمان در راهرو نشسته بودند. به آن ها گفتم: شما عنبر دود کرده اید؟ گفتند: نه. ناگهان بچه از خواب پرید و حالت خاصی به او دست داد. او گفت: مامان! امام آمد شفایم داد، دیگر خوب شده بود بلند شد راه می رفت.
