پی به حقانیت و راه حضرت امام
رجب برایم تعریف می کرد که بعضی اوقات با خود می گفتم چرا تعدادی از بچه ها می توانند امام زمان (عج) را ببینند و من نمی توانم ایشان را ملاقات کنم. در یکی از شب ها بعد از خواندن دعا و مناجات به خواب رفتم. در عالم خواب گفتند که قرار است امام زمان (عج) تشریف بیاورند. من چشم به پرده که مانند پرده سینما بود دوخته بودم و منتظر دیدن آن حضرت شدم و با خود می گفتم: خدایا ! بالاخره مرا به آرزویم رساندی، که ناگهان نوری بر روی پرده افتاد و تمامی آن منطقه را روشن کرد. بعد از چند لحظه نور محو شد و چهره ی مبارک امام خمینی بر پرده ظاهر شد. از خواب بیدار شدم و از آن لحظه بیش از پیش به حقانیت و راه حضرت امام پی بردم.
