سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

پیش دستی از پدر

یک روز فرزندم سیدمحمود پیش من آمد و گفت: پدر جان! می خواهم به جبهه بروم. به ایشان گفتم: من باید به جبهه بروم نه شما. او گفت: نه، پدر جان! اول من می روم و بعد شما بیایید. قبول کردم و وقتی که به آموزشی رفت و برگشت، گفت: پدر جان! من باید به خط مقدم بروم تا توان خود را در آنجا به کار گیرم. رفتارش یک طور دیگری شده بود و از حرکات و صحبت کردنش مشخص بود که دیگر برنمی گردد، حتی در مراسم قرآن خوانی که داشتیم از تمام مردم و اقوام در آن مجلس خداحافظی کرد و وقتی که رفت به جبهه بعد از 14 روز خبر شهادتش را آوردند.