پیشانی دستمال بسته
یکی از سیدهای فامیل خواب دیده بود که چند شهید نورانی با چند روحانی هستند و یکی هم پیششان است و دستمالی به پیشانی بسته است و همه می گویند: این تازه وارد است و تازه به جمع ما پیوسته است. صبح که به نانوایی می رود عکس شهید مرادی را در روی تیر برق می بینید و به من می گفت: پسر شما هم شهید شده است؟ گفتم: به نصف سر و مغزش ضربه خورده و سرش را بریده است و از همان ناحیه که دستمال بسته بود ضربه خورده و به شهادت رسیده است.
