فرازی از وصیت نامه شهید محمود مهردوست : خوشحالم که این سعادت را داشتم که بتوانم از دین و میهن خود دفاع کنم.
زمانی که به همراه خانواده برای عیادت حسن به بیمارستانی در تهران رفتیم، مادرم گریه می کرد. ولی او در حالی که دو عصا در زیر بغل داشت، با تبسم همیشگی اش می گفت: چرا گریه می کنی؟ من از جبهه دو پای اضافی با خودم آورده ام.