سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

نگران خانواده

پس از شهادت همسرم رمضان علی زمستان سردی از راه رسید. برف شدیدی می بارید و من هم نمی توانستم از خانه بیرون بروم. با وجود این سرما نفتی در خانه نداشتیم و نمی توانستیم چراغ روشن کنیم. من و فرزندم سعی می کردیم در زیر لحاف خود را گرم کنیم. در همین شرایط بودیم که یکی از معلم های روستا شهید را در خواب می بیند. رمضان علی یک ظرف پر از برنج را به او می دهد می گوید این ها را همراه یک پشته چوب برای زن و بچه ام ببر. صبح روز بعد آن معلم خوابش را برای برادر همسرم تعریف می کند. اونیز به سراغ ما آمد و برایمان کرسی فراهم کرد.